زندگی سبز
حسبنا الله و نعم الوکیل

 

 خدایا خیلی شرمنده ام...

*بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.
خدایا !خسته ام!نمی توانم.*بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.
خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.
*بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
خدایا سه رکعت زیاد است
*بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان
خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟
*بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!
*بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله
خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم
*بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم
. بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد ملائکه ی من! ببینید من انقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود، اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد.

خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟ او جز من کسی را ندارد...

شاید توبه کرد...

[ ۱۳٩۱/٦/۱٠ ] [ ٩:٥٧ ‎ب.ظ ] [ هانیه.ن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

نیازی به در زدن نیست اینجا همیشه درش باز است تا اگر رهگذری ره گم کرده ، گذرش به گلهای آفتابگردون من خورد گل آفتاب گردان رو به نور می چرخد و آدمی رو به خدا . ما همه‌ آفتابگردانیم. اگر آفتابگردان‌ به‌ خاک‌ خیره‌ شود و به‌ تیرگی، دیگر آفتابگردان‌ نیست. آفتابگردان‌ کاشف‌ معدن‌ صبح‌ است‌ و با سیاهی‌ نسبت‌ ندارد. وقتی‌ دهقان‌ بذر آفتابگردان‌ را می‌کارد، مطمئن‌ است‌ که‌ او خورشید را پیدا خواهد کرد. آفتابگردان‌ هیچ‌ وقت‌ چیزی‌ را با خورشید اشتباه‌ نمی‌گیرد؛ اما انسان‌ همه‌ چیز را با خدا اشتباه‌ می‌گیرد. آفتابگردان‌ راهش‌ را بلد است‌ و کارش‌ را می‌داند. او جز دوست‌ داشتن‌ آفتاب‌ و فهمیدن‌ خورشید، کاری‌ ندارد. او همه‌ زندگی‌اش‌ را وقف‌ نور می‌کند، در نور به‌ دنیا می‌آید و در نور می‌میرد. نور می‌خورد و نور می‌زاید. دلخوشی‌ آفتابگردان‌ تنها آفتاب‌ است. آفتابگردان‌ با آفتاب‌ آمیخته‌ است‌ و انسان‌ با خدا. بدون‌ آفتاب، آفتابگردان‌ می‌میرد؛ بدون‌ خدا، انسان روزی‌ که‌ آفتابگردان‌ به‌ آفتاب‌ بپیوندد، دیگر آفتابگردانی‌ نخواهد ماند و روزی‌ که‌ تو به‌ خدا برسی، دیگر «تویی» نمی‌ماند. آفتابگردون فاصله‌هایم‌ را با نور پر می‌کند، تو فاصله‌ها را چگونه‌ پُر می‌کنی؟ آفتابگردان‌ همه‌ را به‌ یاد آفتاب‌ می‌اندازد، آیا تو کسی‌ را به‌ یاد خدا خواهی انداخت؟ خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار اللهم عجل لولیک الفرج التماس دعا
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب
*

* پ

*

آمار سایت

* * *
* *
*
استخاره آنلاین با قرآن کریم

* * * * *

دریافت كد ساعت
*
*
* * ** *
*

كد تغيير شكل موس

* *
*
*
* * کد پیغام خوش آمدگویی *
*
*
 *
*
*
ایران رمان