زندگی سبز
حسبنا الله و نعم الوکیل

چرا ز کوی عاشقان دگر گذر نمی کنی

چه شد که هر چه خواندمت ،به من نظر نمی کنی

 

مگر مرا ز درگهت خدا نکرده رانده ای؟

دگر برای خدمتت مرا خبر نمی کنی؟

 

تو ای همای رحمتت جهان به زیر سایه ات

به مرغکی شکسته ژر چرا نظر نمی کنی؟

 

نشسته ام به راه تو ،به عشق یک نگاه تو

به پیش چشم خسته ام چرا نظر نمی کنی؟

 

خدا بود گواه من که قهر تو کشد مرا

ز قهر با غلام خویش چرا حذر نمی کنی؟

 

چه خوش بود مسافری،رسد سلامت از سفر

چه شد که قصد بازگشت از این سفر نمی کنی؟

 

نگر به خیل عاشقان به سامرا به جمکران

چرا ز بام خانه ات سری به در نمی کنی؟؟؟

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٦ ] [ ۸:٤٧ ‎ق.ظ ] [ هانیه.ن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

خدا را بخوان در هر لحظه تنها رفیق ما اوست من و تو تنها نیستیم غمگین مباش
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب