زندگی سبز
حسبنا الله و نعم الوکیل

 بچه که بودم ، دنیاهایم خیلی کوچک بود . دلبستگی هایم خیلی کم بود .عشقم تنها شامل حال اسباب بازی هایم می شد . اما حالا ... دنیاهایم خیلی بزرگ شده . اسباب بازی هایم خیلی کم شده . و عشقم شامل حال خیلی ها شده . انگار که دیگر دنیای جدیدم بازی و شوخی سرش نمی شود . انگار که می خواهد به یاد کشتی هایی که قدیم تر ها با بچه های فامیل می گرفتیم با من کشتی بگیرد . سنگینی دستانش را بر روی شانه هایم حس می کنم . خیلی سنگین تر از دست بچه های فامیل . حس می کنم که تمام زورش را جمع کرده که مرا به زمین بزند .


گاهی اوقات دلبستگی های آدم کار دست آدم می دهند . این دلبستگی های جدیدم همش بوی دنیا می دهد . بدجور هم بوی دنیا می دهد . این دنیای جدید من دیگر آن دنیای روزهای کودکی نیست . آن روزها دروغ نبود ، هوس نبود ، گناه نبود ، مادیات نبود . آن روزها عشقمان واقعی بود .اما حالا ... عشق هایمان شده است کاغذی . خیال هایمان شده است دروغکی . سر خودمان هم شیره می مالیم . به خودمان هم دروغ می گوییم وای به حال بقیه ... 


گاهی به سرم می زند که از بند این مادیات رها شوم . بر گردم به دوران کودکی . به دوران بی خیالی . به دوران خوشگذرانی های صاف و ساده ای که بزرگترین مشکلات و چالش هایش ، دعواهای کودکانه مان بود . اما نمی توانم . هر کار که می کنم نمی توانم . بدجور تنم آلوده شده است به مادیات این دنیای جدید . این دنیای جدید خیلی پیله تر از آن چیزی بود که در کودکی آرزویش را داشتم . از این به بعد هر کودکی را که سر راهم ببینم . به او می گویم که آروزی بزرگی نکن . بزرگترها خیلی کوچکتر تو هستند ، تو همین قدر بزرگ بمان .آخر آدم ها وقتی کوچک هستند در آرزوی بزرگی تاب ندارند اما وقتی بزرگ می شوند آرزو می کنند که کوچک بمانند ...


آخ که چقدر خسته ام از این دنیای بزرگترها . چقدر خسته ام از این حرفهای بین بزرگترها . چقدر خسته ام از این دلبستگی های بزرگترها . چقدر خسته ام از این کارهایی که مربوط به بزرگترهاست . دوست دارم بیش از این رشد نکنم . دوست دارم جهلم ، جهل بچگی باشد تا جهل بزرگترها . دوست دارم بچه باشم و به جای بازی کردن با دل بزرگترها ، با اسباب بازی هایم بازی کنم . دوست دارم تنها عشقم مادر و پدرم و تنها ترسم جدایی دست هایم از دست هایشان باشد . 


پانوشت » 

ساکت که می مانی، می گذارند به حساب جواب نداشتن تو! 

عمرا بفهمند که داری جان می کنی تا حرمت ها را نگه داری…

[ ۱۳٩٢/٤/۱٠ ] [ ٦:٥٥ ‎ب.ظ ] [ هانیه.ن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

خدا را بخوان در هر لحظه تنها رفیق ما اوست من و تو تنها نیستیم غمگین مباش
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب