زندگی سبز
حسبنا الله و نعم الوکیل

 


جوان گفت:« زیارت بخوان.»

پیرمرد گفت:« سواد ندارم.»

جوان شروع کرد به خواندن. سلام داد به معصومین تا امام عسکری (ع)

پرسید:« امام زمانت را می شناسی؟» پیرمرد جواب داد:« چرا نشناسم؟»

گفت:« پس سلام کن»...

پیرمرد دستش را روی سینه اش گذاشت:

«السلام علیک یا بقیه الله، یا حجه بن الحسن العسکری»

جوان لبخند زد: « و علیک السلام و رحمه الله و برکاته»

 

کهن شود همه کس را به روزگار ارادت

مگر مرا که همان عشق اولست و زیادت

گرم جواز نباشد به پیشگاه قبولت

کجا روم که نمیرم بر آستان عبادت

مرا به روز قیامت مگر حساب نباشد

که هجر و وصل تو دیدم چه جای موت و اعادت

شنیدمت که نظر می‌کنی به حال ضعیفان

تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت


*اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

[ ۱۳٩٢/۱٠/۱٩ ] [ ۳:٥٩ ‎ب.ظ ] [ هانیه.ن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

خدا را بخوان در هر لحظه تنها رفیق ما اوست من و تو تنها نیستیم غمگین مباش
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب